بایگانیِ سپتامبر, 2008

بوی مهر

گل دادن رزهای باغچمون همیشه خبر اومدن اردیبهشت یا مهر را میده…

نوشتن دیدگاه

نور استُ نور استُ نور

يا نُورَ النُّورِ، يا مُنَوِّرَ النُّورِ، يا خالِقَ النُّورِ، يا مُدَبِّرَ النُّورِ، يا مُقَدِّرَ النُّورِ، يا نُورَ كُلِ‏ّ نُورٍ، يا نُوراً قَبْلَ كُلِ‏ّ نُورٍ، يا نُوراً بَعْدَ كُلِّ نُورٍ، يا نُوراً فَوْقَ كُلِ‏ّ نُورٍ، يا نُوراً لَيْسَ كَمِثْلِهِ نُورٌ

جوشن کبير (48)

این شب قدر چه سری داره که حتی اونی که رو دستشم tatoo داره، بلوز آستین بلند میپوشه که تَتوهاش پیدا نباشه و نیمه شب میره مسجد…
خدایا ما را هم از این شب بی بهره مساز…

نوشتن دیدگاه

معضل کتاب خوانی

چند روز پیش برنامه ماه من سلام که این روزها قبل از افطار و به مجری گری داریوش کاردان و امیرحسین مدرس پخش میشه، مصطفی رحماندوست را به عنوان مهمان دعوت کرده بود. حالا غیر از اون مباحثی که در مورد ارتباط فرزندان و والدین مطرح شد، مساله ای هم در مورد کتاب خوانی ما ایرانی ها هم مطرح شد که واقعا معضل بزرگی و همین چند وقت پیش هم سروصدایی هم در مورد میزان کتاب خوانی ایرانی ها و آمار متناقض چند دقیق ای تا چند ساعتی که ارائه میشه، به پا شده بود. گله ای که رحماندوست داشت و من شاید به عنوان یه فرد کتابخوان (در مقایسه با دوستان و اطافیان ابایی از به کار بردن این صفت در مورد خودم ندارم!) تا به حال به اون دقت نکرده بودم این بودکه در فسلم و سریال هایی که پخش خییییلی به ندرت خونه ای را میبینید که دارای کتاب خانه باشه و یا اگر فردی به عنوان کتاب خوان معرفی میشه، همیشه یه شخصیت عینکی منزوی هکه چی دان که در برخوردهای اجتماعی دارای مشکل معرفی میشه و در کل شخصیت مطلوبی نیست. خوب واقعا نشان دادن یه همچین تصویری در ضمیر ناخود آگاه فرد به خصوص کودکان اثر میگذاره و شخص هیچ وقت چنین شخصیتی را نمیتونه به عنوان یه الگو یا راهنما بپذیره.

یکی از کتاب هایی که اخیرا خواندم و کِیف کردم، کتاب امید و دلواپسی، خاطرات سال64 هاشمی رفسنجانی (+،+) بود. واقعا این سری خاطرات هاشمی رفسنجانی که از سال های قبل انقلاب تا 64 (که من فقط موفق شدم سال های 62-3-4 را بخوانم و در به در به دنبال سال های قبلش هم هستم!) تا به حال منتشر شده، کتاب هایی منحصر به فردی برای نسل سومی هایی مثل منِ که سخت به دنبال آشنا شدن با وقایع سال های اول انقلاب و سال های جنگ هستند، و اون هم از زبان یکی از بلند پایه ترین مقامات جمهوری اسلامی؛ هر چند که همین بلند پایه بودن شاید باعث شده که خیلی جاها کتاب حذفیاتی داشته باشه و یا تعدیل هایی صورت گرفته باشه. به هر حال این سری خاطرات را شدید توصیه می کنم!

محمد مطهری فرزند شهید مطهری سری مقالاتی را در تابناک با موضوع تحلیل رفتار ایرانیان منتشر میکنه که خواندنیند، اینم مقاله جدیدش: چه عواملي رفتار اجتماعي ما ايرانيان را عقب نگه داشته؟

نوشتن دیدگاه

روزهایی که چطور بگذرند؟

این پست حامد قدوسی خیلی جالب بود. در این باب که اون ور آب هم افسردگی هست اما به یه شکل و به دلایل دیگه. ولی تووی نوشتش به این اشاره داره که برای تبدیل نشدن به یه آدم افسرده و بی انگیزه برای زندگی دوست داره که به ایران برگرده. البته قبول دارم که اگر توی ایران کسی بخواد کار کنه و در کارش هم پیشرفت داشته باشه خیلی جای خوبی چون مل حالا حالاها جای کار و پیشرفت داریم، ولی مساله ای که هست اینه که به چه قیمت و هزینه ای؟ وقتی توی ایران خیلی چیزها به جای اینکه از مجرای معمولش به راحتی انجام بشه از راههای غیر معمول و اون چیزهایی که هممون میدونیم؛ انجام میشه، یا خیلی از کارها و پروژه ها به جای اینکه واقعا به افراد اهلش سپرده بشه به کسان دیگر و با روابط دیگر واگذار میشه و یا حتی خیلی ها که نه رابطه ای دارند و نه کاری را به درستی بلدند چشم دیدن پیشرفت دیگرانی را ندارند و جلوی پیشرفت اون فرد را سنگ اندازی میکنند و یا حتی کاری هم با هزار زحمت انجام بشه و به نتیجه برسه ولی به دلایلی بلا استفاده بمونه، انگیزه ای برای پیشرفت باقی میمونه؟

بی ربط!: امروز از سال 87، 178 روز گذشته و 187 روز باقی مونده!

با ربط!: این را چند روز پیش کسی برام ایمیل کرده بود!:

آنکس که بداند و بداند که بداند          اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند      بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آنکس نداند و بداند که نداند          لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند              در جهل مرکب ابدالدهر بماند
درکشورما وضع چنین است بدانید
آنکس که بداند و بداند که بداند              باید برود غازبه کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند          بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند            با پارتی و پول خر خویش براند
آنکس که نداند و نداند که نداند            برپست ریاست ابدالدهر بماند

(3) دیدگاه

اختلاط!

امروز سرپرستم توی محل کار تو ساعت اضافه کار کلی نشست برای من از تجربیات زندگی و انتخاب همسر و زن ادم چطوری باید باشه و اینها حرف زد! کلی تاکید داشت که مرد باید کنترل زندگیشو داشته باشه و به زنش خیلی نباید رو بده و هرچی اون گفت بگه چشم و گرنه چند وقت بعدش سوار مرد میشه و بعدم زندگیشو صاحب میشه و میگذاره میره! نمونه هم آورد!! و گفت و به قول قدیمیها زن مثل اسبِ! نه میشه رهاش کنی هر جا خواست بره! نه میشه افسارش را سفت بگیری که تکون نخوره!!؛ یکی نیست بگه خوب آخه کار نداری واسه چی اضافه کار وای میسی که بعدم بشینی ذهن بچه مردم را خراب کنی!!!

نوشتن دیدگاه

عفو

ای پروردگار من که پاک و منزهی، چه شگفت آور است که بدانچه انجام داده ام، با زبان خویش گواهی میدهم و نهانکاریهای خود را افشا میکنم! و شگفت آورتر بردباری توست نسبت به من و درنگ و تاخیر تو در کیفر نمودن من؛ و حال آنکه تاخیر ورزیدن تو در کیفر من، نه برای آن است که پیش تو گرامی هستم، بلکه علت آن مدارا و نرمشی است که با من داری، و فضل و احسانی است که درباره ام روا داشته ای، تا شاید از سرکشی و طغیانی که خشم تو را بر می انگیزد، باز ایستم و گناهانی را که آبرو میبرند ترک گویم، و نیز برای آن است که گذشت از گناه در نزد تو از مجازات من محبوبتر است.

صحیفه سجادیه،دعای طلب عفو از گناهان (16)

(2) دیدگاه

Math Type

برای اونهایی که گزارش دانشجویی تایپ کردن و خواهند کرد برنامه Math Type آشناست. نسخه 6.0c این برنامه را از لینک زیر میتونید دانلود کنید، برای اونهایی هم که آشنا نیستند بگم که این برنامه ایِ برای نوشتن فرمول در محیط ورد مایکروسافت

http://rapidshare.com/files/108434441/mt.rar

pass=chaizak

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »