خوب به سلامتی انگار یه 2 نمره از تز پرید.
چه زندگی بی مزه و مسخره ای…
آرزوها
چون چرخ به كام یك خردمند نگشت تو خواه فلك هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت
خیام
کوی آشنا
اي غم اي همدم دست از سر دل بردار اي شادي يك دم مرحم به دلم بگذار
دل جاي شاديست از غم شده ام بي زار اي غم بيرون رو اين خانه به او بسپار
با اين خانه تنگ با اين پاره سنگ با اين دل چه كنم اين آلوده رنج
دلا بال مرا چرا شكستي پر نزدي به گل نشستي پر نزدي
تو دريا بودي ز چه رو چون مردابي
اي دريا تا كي ز نسيمي بي تابي
دل به دريا بزن در شب طوفان تا به كي سر زدن بر در زندان
تا كي تنهايي برخيز و پر گشا در آسمان رها
تا كوي نا كجا كوي بي نشان كوي آشنا
نور استُ نور استُ نور

يا نُورَ النُّورِ، يا مُنَوِّرَ النُّورِ، يا خالِقَ النُّورِ، يا مُدَبِّرَ النُّورِ، يا مُقَدِّرَ النُّورِ، يا نُورَ كُلِّ نُورٍ، يا نُوراً قَبْلَ كُلِّ نُورٍ، يا نُوراً بَعْدَ كُلِّ نُورٍ، يا نُوراً فَوْقَ كُلِّ نُورٍ، يا نُوراً لَيْسَ كَمِثْلِهِ نُورٌ
جوشن کبير (48)این شب قدر چه سری داره که حتی اونی که رو دستشم tatoo داره، بلوز آستین بلند میپوشه که تَتوهاش پیدا نباشه و نیمه شب میره مسجد…
خدایا ما را هم از این شب بی بهره مساز…

